قالب وردپرس درنا توس
خانه / سرگرمی / جالب و خواندنی / زنانی که هیتلر به انها اعتماد کامل داشت

زنانی که هیتلر به انها اعتماد کامل داشت

هیتلر از لحاظ ظاهری چهره چندان جذابی نداشت اما مردی بسیار سخنور و تاثیرگذار بود. اگر چه بسیاری از افراد و نزدیکان هیتلر تنها در ظاهر خود را طرفدار معمار رایش سوم می دانستند اما بودند کسانی که در کمال ناباوری برای هیتلر جان می دادند.

 

شاید بتوان گفت که آدولف هیتلر جنجالی ترین چهره سیاسی قرن بیستم و شاید تمام دوران باشد. در دوران جنگ جهانی دوم و سال های پس از آن همواره چهره آدولف هیتلر به عنوان انسانی بیرحم، جنگ طلب و بیمار ترسیم شده است اما این که این ادعاها تا چه حد واقعیت داشته و چه مقدار از آن تنها پروپاگاندای کشورهای غربی بوده است را نمی توان با اطمینان بیان کرد.

بدین ترتیب کسی که مسئول کشتار میلیون های یهودی، مرگ میلیون ها سرباز و غیرنظامی در نبردهای جنگ جهانی دوم و البته ویرانی باورنکردنی در مقیاس جهانی به شمار می آید را نمی توان دوست داشتنی و محبوب دانست. اما این موضوع علیرغم پروپاگاندای فراوان رسانه های غربی در گذشته، دستکم در کشور آلمان و در میان نزدیکان هیتلر صدق نمی کند.

بسیاری از مردم آلمان هیتلر را منجی خود می دانستند و او را می پرستیدند.هیتلر در کمتر از یک دهه، آلمان را از کشوری ورشکسته و ضعیف به قدرتی برتر در زمینه نظامی، تکنولوژی و اقتصادی تبدیل کرد هر چند این قدرت را در تجاوز به کشورهای دیگر به کار برد.

هیتلر از لحاظ ظاهری چهره چندان جذابی نداشت اما مردی بسیار سخنور و تاثیرگذار بود. اگر چه بسیاری از افراد و نزدیکان هیتلر تنها در ظاهر خود را طرفدار معمار رایش سوم می دانستند اما بودند کسانی که در کمال ناباوری برای هیتلر جان می دادند.

در این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ زن از نزدیکان هیتلر که به شدت شیفته او بوده، از او تا پای جان حمایت می کردند و یا دستکم از نزدیک ترین زنان به حلقه درونی او به شمار می رفتند آشنا کنیم.

 

۱۰- ایوا براون

هیتلر

 

ایوا براون زنی بود که بیش از هر زن دیگری به هیتلر نزدیک بوده و روی او نفوذ داشت. ایوا براون تنها ۱۷ سال داشت که با هیتلر ملاقات کرد، هیتلری که در آن زمان ۴۰ سال داشت. براون در آن زمان به عنوان دستیار یک عکاس مشغول به کار بود.

رابطه او با هیتلر با دشواری هایی همراه بود و براون بشدت به رابطه دیگر زنان با رهبر نازی حسادت می کرد و حتی دو بار نیز دست به خودکشی زد که موفق نبود. اگر چه وی برای مدت طولانی با هیتلر رابطه داشت اما شخصیت وی برای مردم آلمان چندان شناخته شده نبود.

او در واقع در قلعه کوهستانی اوبرسالزبرگ نقش مهماندار خصوصی هیتلر را بازی می کرد.

اما ایوا در انظار عمومی و مراسمات بزرگ هیچگاه همراه هیتلر نبود زیرا هیتلر همیشه ادعا می کرد که تنها به ملت آلمان اهمیت می دهد و به گفته خودش تنها یک بار آن هم با ملت المان وصلت کرده است.

با تمامی این شرایط، براون هیچگاه هیتلر را ترک نکرد و تا آخر در کنار او ماند. تنها ساغاتی قبل از مرگ در ۲۹ آوریل ۱۹۴۵، او و رهبر نازی در پناهگاهی که در زیر مرکز فرماندهی رایش سوم در شهر برلین قرار داشت در مراسمی کوچک و کوتاه با هم ازدواج کرده و بعد از مدت کوتاهی در کنار هم خودکشی کردند.

ایوا با خوردن کپسولی حاوی سیانور در کنار شوهرش که با شلیک گلوله به سر خودکشی کرده بود به زندگی خود پایان داد.

 

۹- ماگدا گوبلز

هیتلر

 

ماگدا گوبلز همسر جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رایش سوم و یکی از نزدیک ترین شخصیت ها به هیتلر بود. این دو احتمالاً در ابتدا نه به دلیل عشق بلکه به خاطر کمک به یکدیگر در بالا بردن رتبه با هم ازدواج کردند اما در نهایت ماگدا ۶ فرزند بدنیا آورد.

زندگی این دو بدون مشکل نبود و در حالی که گوبلز از لحاظ روانی و عاطفی با همسرش همراهی زیادی نداشت از علاقه غیرعادی همسرش به هیتلر نیز احساس خوبی نداشت. البته ماگدا نیز روابط پردردسری داشت و گفته می شد که در سال های پایانی جنگ اعتراضاتی به سیاست های رهبران رایش سوم داشته است.

با این وجود پس از خودکشی هیتلر در پناهگاه معروف برلین، این دو نیز ابتدا ۶ فرزند خود را کشتند و در ادامه خود دست به خودکشی زدند. این دو ابتدا به فرزندانشان مورفین دادند تا به خواب بروند و در ادامه با شکاندن یک کپسول سیانور مایع در دهان هر یک از آن ها به زندگی شان پایان دادند.

ماگدا و گوبلز همراه با فرزندانشان فرصت فرار از برلین را بارها و بارها پیدا کردند اما تصمیم گرفتند در کنار هیتلر مانده و همان روز نیز خودکشی کردند.

 

۸- گِلی راوبال

هیتلر

 

گلی راوبال خواهرزاده ناتنی هیتلر و در واقع دختر خواهرش آنجلا بود. زمانی که گلی در دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ باری تحصیل در رشته پزشکی ثبت نام کرد به آپارتمان هیتلر نقل مکان نمود.

هیتلر رفتار بسیار سختیگرانه و سلطه گرانه ای با گلی داشت و زمانی که از رابطه او با راننده خود، امیل مانوریس، مطلع شد به آن ها دستور داد هر چه سریع تر به رابطه خود پایان دهند. همچنین وی مائوریس را اخراج کرده و دستور داد که هنگام خارج شدن از خانه، گلی نباید تنها باشد.

در اواخر سال ۱۹۳۱ پس از آن که هیتلر اجازه سفر او به وین را نداد وی اسلحه ای برداشته و خودکشی کرد. تاریخ نویسان در مورد نوع رابطه هیتلر و گلی اختلاف نظر دارند اما آن چه که مشخص می باشد این است که این دو رابطه خوبی نداشته اند.

هیتلر بعدها اعلام کرد که گلی یکی از دوست داشتنی ترین زنانی بود که می شناخته است. بدین ترتیب وی دستور داد که اتاق خواب گلی همانطور که بود حفظ شده و در محل کارش در ستاد فرماندهی حزب نازی نیز عکس هایی از او را قرار داد.

 

۷- یونیتی میتفورد

هیتلر

 

تمام زنان حاضر در حلقه نزدیک به هیتلر آلمانی نبودند. یونیتی میتفورد یک نجیب زاده زیباروی انگلیسی بود که از چهره های اجتماعی مشهور به «دختران میتفورد» در دهه ۱۹۳۰ به شمار می آمد.

بسیاری از دختران این گروه زندگی ها و ازدواج های عجیبی داشتند اما مورد یونیتی از همه عجیب تر به نظر می رسد. وی که سودای ملاقات با هیتلر را در سر داشت در سال ۱۹۳۴ به مونیخ سفر کرده و عملاً به تعقیب هیتلر پرداخت تا این که در نهایت در رستورانی با وی ملاقات کرد.

وی به زودی به یکی از اعضای حلقه نزدیک اطراف هیتلر تبدیل شده  و به حمایت از حزب نازی پرداخت. هیتلر به وی خانه ای در مونیخ داد که زوجی یهودی هنوز در آن زندگی می کردند.

گفته می شود زمانی که یونیتی برای بررسی خانه و دستوراتی در زمینه بازسازی آن به آن جا رفت این زوج یهودی چاره ای جز تمکین نداشته و در گوشه ای از آشپزخانه گریه می کردند. وقتی که جنگ آغاز شد یونیتی سعی کرد به شلیک کردن به سر خود به زندگی اش پایان دهد.

اما خودکشی او موفقیت آمیز نبوده و در نهایت به انگلستان برگردانده شد. وی توان مراقبت از خود را نداشت و در طول سال های جنگ خانواده اش از او مراقبت می کردند. گلوله ای که وی برای خودکشی به سر خود شلیک کرده بود قبل از آسیب رساندن به مغز متوقف شده بود اما به دلیل نزدیکی بیش از حد به مغز امکان خارج کردن آن نیز وجود نداشت.

اما در نهایت همین گلوله باعث مرگ او شد. یونیتی در سال ۱۹۴۸ در اثر مننژیتی که به خاطر تورم مغزی در اطراف گلوله ایجاد شده بود درگذشت.

 

۶- امی گورینگ

هیتلر

 

امی گورینگ یک بازیگر آلمانی و دومین همسر هرمان گورینگ، فرمانده لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان نازی) بود. همه او را با نام «بانوی اول رایش سوم» می شناختند زیرا پیش از شروع جنگ جهانی دوم بسیاری از نشست های سیاسی حزب توسط او میزبانی می شد.

اما اعتبار و قدرت امی گورینگ باعث حسودی ایوا براون شده بود و بین این دو به وضوح از یکدیگر خوششان نمی آمد. به همین دلیل بود که امی گورینگ هیچگاه به استراحتگاه کوهستانی برگهوف در اوبرسالزبرگ در کوه های آلپ که استراحتگاه خصوصی هیتلر بود دعوت نشد.

با این وجود امی گورینگ به شدت مورد توجه رسانه های آلمانی آن دوران قرار داشت.

او زندگی بسیار تجملاتی داشت و معمولاً در مجلات و فیلم های خبری کوتاه نشانی از او دیده می شد. او و همسرش برای تزیین عمارت های مجلل خود از آثار هنری و نقاشی هایی که از یهودیان گرفته شده بود استفاده می کردند.

پس از پایان جنگ و اشغال آلمان، امی گورینگ به دلیل مشارکتش در حزب نازی به زندان محکوم شد. وی پس از یک سال از زندان آزاد شد اما اجازه حضور مجدد در صحنه تئاتر و سینما را نیافت و در آپارتمانی کوچک در مونیخ به زندگی محقرانه خود ادامه داد تا این که در سال ۱۹۷۳ درگذشت.

 

۵- مارگارت هیملر

هیتلر

 

مارگارت هیملر یک پرستار بود و هنگامی که با هاینریش هیملر آشنا شد مدتی از جدایی اش از همسر سابقش گذشته بود.  اگر چه مارگارت در آن زمان هفت سال از هیملر بیشتر سن داشت اما وقتی هیملر به خانواده اش اعلام کرد که می خواهد با مارگارت ازدواج کند، آن ها دلیل دیگری برای مخالفت داشتند: مارگارت یک مسیحی پروتستان بود.

وی قوانین خاص خود را داشت و علیرغم محافظه کار بودن اما زندگی به عنوان زنی خانه دار را انتخاب کرده و در این مدت نیز با اشتیاق تمام وظایف اجتماعی خود به عنوان همسر یکی از برجسته ترین شخصیت های حزب نازی را انجام می داد.

با این وجود همسران دیگر فرماندهان عالیرتبه اس اس رابطه خوبی با مارگارت نداشته و بعضی از آن ها مانند لینا هایدریش آشکارا تنفر خود از مارگارت را اعلام می کرد. بعد از پایان جنگ، مارگارت و دخترش، گودرون، دستگیر شده و برای مدتی در چندین بازداشتگاه موقتی نگهداری شدند.

بازجوها خیلی زود متوجه شدند که او چیز زیادی از کارهای شوهرش نمی داند و در نهایت این دو را آزاد کردند. مارگارت به نزد خانواده اش در مونیخ بازگشت. با وجود این که ادعا می کرد از جنایات همسر و حزب مورد علاقه اش بیخبر بوده اما همچنان تا پایان عمر همچنان یک سیوسیالیست ناسیونالیست باقی ماند.

 

۴- لینا هایدریش

هیتلر

 

لینا هایدریش همسر راینهارد هایدریش، فرمانده گشتاپو بود که یکی از معماران اصلی هولوکاست شناخته می شود. گفته می شود که به دلیل بیرحمی و خشونتی که هایدریش داشته، هیتلر خود لقب «مردی با قلبی آهنین» را به وی داده است. ازدواج لینا با هایدریش از همان ابتدا با دردسر آغاز شد.

هایدریش به دلیل این که قبلا به زنی دیگر قول ازدواج داده و اکنون با ازدواجش با لینا قول قبلی خود را زیر پا گذاشته بود از نیروی دریایی اخراج شد. اما لینا زنی زیرک بود و خیلی زود از هایدریش خواست که برای منصبی در اداره ضد خرابکاری داوطلب شود.

هیملر قرار ملاقاتی را با هایدریش ترتیب داد اما در آخرین دقایق با ارسال پیامی این قرار ملاقات را کنسل نمود. اما لینا این پیام را نادیده گرفته و همسرش را به محل تعیین شده برای ملاقات فرستاد.

وقتی که هایدریش برای شغل مورد نظر انتخاب شد مشخص گردید که تلاش های لینا بی نتیجه نبوده است. وی خیلی زود مدارج ترقی را طی کرده و به یکی از قابل اعتمادترین افسران هیتلر تبدیل شد.

هایدریش بعدها در سال ۱۹۴۲ در چکسلواکی اشغال شده توسط دو ضارب اجیر شده توسط بریتانیا ترور شد. بعد از پایان جنگ وی توانست مستمری خود را از دولت آلمان غربی بگیرد زیرا در دفاعیه خود اعلام کرد که همسرش افسری بوده که در حال انجام وظیفه کشته شده است. او تا زمان مرگش در سال ۱۹۸۵ همچنان از شوهرش حمایت می کرد.

 

۳- النور باور

هیتلر

 

النور باور پرستاری بود که در دوران جوانی خود در قاهره دو فرزند نامشروع بدنیا آورده و دو بار نیز ازدواج کرده و طلاق گرفته بود تا این که در سال ۱۹۲۰ به مونیخ آمد. وی یکی از دوستان نزدیک هیتلر و یکی از اعضای موسس حزب کارگری سوسیالیست ناسیونایست آلمان بود. وی بارها به دلیل سخنرانی علیه یهودیان دستگیر شد و تنها زنی بود که در کودتای نافرجام سال ۱۹۲۳ توسط حزب نازی به رهبری آدولف هیتلر شرکت داشت.

باور نقش مهمی در برپایی و اداره اردوگاه مرگ داخائو در خارج از شهر برلین داشت. ادعا می شد که وی از زندانیان این کمپ برای بازسازی عمارتی که هیتلر به وی داده بود استفاده می کرده است.

او خیلی زود در این اردوگاه قدرت خود را تثبیت کرده و بسیاری نیز ادعا کردند که وی آن ها را هنگامی که در خانه اش مشغول کار بوده اند کتک می زده است. بلافاصله پس از پایان جنگ باور به دلیل اتهاماتی که متوجه او شده بود دستگیر شد.

اما به دلیل کمبود شواهد و مدارک، امکان محکومیت او وجود نداشت و ناگزیر آزاد شد. با این وجود توسط دادگاه نازی زدایی در مونیخ به ۱۰ سال زندان محکوم گردید. وی نیز مانند بسیاری از همسران نازی، پس از آزادی از زندان درخواست مقرری کرد. باور هیچگاه سیاست های حزبی نازیسم را تقبیح نکرده و در نهایت در سال ۱۹۸۱ درگذشت.

 

۲- السا بروکمن

هیتلر

 

السا بروکمن یک اشراف زاده رومانیایی بود که با نام شاهزاده کانتاکوزن رومانی بدنیا آمده و در واقع دختر شاهزاده تئودور رومانی بود. او بعدها با هوگو بروکمن که یک ناشر آلمانی بود ازدواج کرده و همراه با شوهرش از طرفداران پرشور هیتلر شدند.

این دو قبل و بعد از کودتای نافرجام اسل ۱۹۲۳ به حمایت مالی از هیتلر و حزبش ادامه دادند. السا به شدت به هیتلر علاقه داشت و با برپایی یک انجمن از اشراف زادگان، ترتیب ملاقات و آشنایی هیتلر با شخصیت های ثروتمند و برجسته را می داد که از آن میان می توان به صنعتگرانی اشاره کرد که می توانستند از حزب هیتلر حمایت مالی کنند.

همچنین وی همراه با شوهرش به چاپ نوشته های هوستون استیوارت چمبرلین دست زد که کتاب دو جلدی او با عنوان «بنیان های قرن نوزدهم» (The Foundations of the Nineteenth Century) به اثری بسیار مهم در تفکرات ضد یهودی حزب نازی تبدیل گردید. السا یک سال پس از پایان جنگ جهانی دوم درگذشت.

 

۱- وینیفرد واگنر

هیتلر

 

وینیفرد واگنر دختر خوانده ریچارد واگنر، آهنگساز برجسته آلمانی، بود که در واقع در بریتانیا به دنیا آمده بود. رابطه او با هیتلر از اوایل دهه ۱۹۲۰ آغاز شد. هم او بود که کاغذهای لازم برای نوشت کتاب «نبرد من» (Mein Kampf) در دوران زندانی بودن هیتلر به دلیل کودتای نافرجام سال ۱۹۲۳ را در اختیار وی قرار داد.

در سال ۱۹۳۳ بسیاری بر این باور بودند که ازدواج واگنر، که سال ها از بیوه شدنش می گذشت، و هیتلر قریب الوقوع است. اما اگر چه این اتفاق رخ نداد ولی این دو دوستی عمیقی داشتند.

بسیاری از جمله اعضای خانواده واگنر بر این باورند که وینیفرد از دیدگاه های هیتلر نسبت به یهودیان بیزار بود اما وینیفرد حتی پس از پایان جنگ و مرگ هیتلر نیز به او وفادار باقی ماند و همواره از او تجلیل می کرد.

اگر چه وی دیگر نقوذ ئ آزادی سابق را نداشت اما پس از پایان جنگ نیز میزبانی جلسات افرادی که سابقاً در حزب نازی مناصب بالایی داشتند را بر عهده داشت. وینیفرد واگنر در نهایت در سال ۱۹۸۰ درگذشت.

منبع:روزیاتو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − سه =